ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
62
سفرنامه شاردن ( فارسى )
در تأييد نظر نخستوزير اظهار داشت كه در عثمانى اصولا چنين مشكلات بزرگ با ميانجيگرى شخصيت ثالثى حل و فصل مىشود . مثلا در همين مورد كه در پيش است اگر صدراعظم و سفير ، بىآنكه قبلا راه مذاكره هموار شده باشد ، بىمقدمه و مستقيما به گفتگو بپردازند ، چه بسا كه هر يك براى پيشبرد مقاصد خود با احتياط و نگرانى بسيار سخن بگويد ، و بكوشد كه نظرات خود را بر طرف مقابل تحميل كند . اما اگر در مرحلهء نخست مترجمان دو طرف به منظور تسهيل مذاكرات اصلى كه ميان دو مقام عالى صورت مىپذيرد ، به گفتگو و تبادل نظر بپردازند ، چون مقاصد خود را صادقانهتر بيان مىكنند ، و بهتر و آسانتر مقاصد يكدگر را درك و تجزيه و تحليل مىكنند لاجرم توافق ميان دو مقام عالى امكانپذيرتر و سريعتر خواهد بود . مترجم صدراعظم در پايان گفتگو به سفير اظهار داشت نخست وزير بدين شرط حاضر به پذيرفتن سفير خواهد بود كه وى متعهد شود جز دربارهء شرايط تجديد قرارداد كاپيتولاسيون به ايراد مطالب ديگر نپردازد . نوانتل بر اين نيت بود كه با امپراتور و صدراعظم دربارهء بسيار مسائل مذاكره كند ، اما به ناچار اين شرط را پذيرفت . پانهاوتى پس از اينكه رونوشت نامهاى را كه امپراتور فرانسه خطاب به صدراعظم فرستاده بود برداشت ، و رونوشت شرايطى را كه شاه براى تجديد قرارداد كاپيتولاسيون معين كرده بود و بنا به گفتهء سفير غير قابل تغيير و تبديل بود تحرير كرد ، راه ادرنه را در پيش گرفت . وى پيش از راهى شدن ، به نوانتل صميمانه قول داد كه با علاقهء فراوان در پيشرفت مذاكرات بكوشد ، و چندان سعى و اهتمام كند كه گفتگو دربارهء شرايط تجديد قرارداد كاپيتولاسيون موافق دلخواه سفير به نتيجه برسد ، و اگر توفيق يابد به خود مىبالد كه در انعقاد اين قرارداد مهم كه ميان امپراتور عثمانى و پادشاه فرانسه پشتيبان دنياى مسيحيت انجام پذيرفته ، وجودش مؤثر بوده است . امّا گذشت زمان به زودى و خوبى آشكارا كرد كه وعدههاى خوش وى جز گزاف و ترفند نبود ، و نظراتش نسبت به مصالح فرانسه موافقتر و مساعدتر از باورهاى صدراعظم نبود . نخستوزير پس از مطالعهء طرحى كه سفير تنظيم و تسليم كرده بود ، آن را به منظور تبادل نظر و مشورت به ديوان صدارت عظمى فرستاد . گرچه طرح تقديمى تازه نسبت به آنچه سفير در سفر اول تسليم كرده بود كوتاه و مختصر بود و بيش از يازده ماده